چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد
چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟
اما افسوس ...
هيچ كس نبود هميشه من بودم
من و تنهايي پر از خاطره
. اري با تو هستم ..
با تويي كه از كنارم گذشتي ...
و حتي يك بار هم نپرسيدي
چراچشم هايت هميشه باراني است؟
چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟
اما افسوس ...
هيچ كس نبود هميشه من بودم
من و تنهايي پر از خاطره
. اري با تو هستم ..
با تويي كه از كنارم گذشتي ...
و حتي يك بار هم نپرسيدي
چراچشم هايت هميشه باراني است؟
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 2:40 توسط نیلوفر
|
منصوره باستانی مایوان دانشجوی گرافیک رایانه