وطنم
ولی خودت خوب می دونی و بارها بهت گفتم که:
دوستت دارم
الان دیگه شدی جزیی از بدنم . نبینمت خوابم نمی بره. شادی شما واسم هدفه.
ناراحتیت روز مرگ منه
نمی دونم چطور بگم
واست میمیرم.
احساس میکنم تازه عاشق شدم.
بی تو اشک میریزم و با تو اشک میریزم
از دوریت و از شادی با تو بدن.
خیلی دوستت دارم.
عشقه منی
وطنم ایران من
|
من اگر روح پريشان دارم |
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 0:21 توسط نیلوفر
|
منصوره باستانی مایوان دانشجوی گرافیک رایانه